نویسنده: برنارد مار
منتشر شده در سایت Forbes به تاریخ ۳۰ سپتامبر ۲۰۲۴
سال ۲۰۲۵ نقطهی میانی یک دهه است که تا اینجا شاهد تحولات عمیق در حوزهی فناوری، سیاست و جامعه بودهایم.
با نزدیک شدن به نیمهی دوم این دهه، دلیلی نمیبینم که تصور کنیم سرعت این دگرگونیها کاهش خواهد یافت. برای کسانی که میخواهند در محیط پویای کسبوکارهای امروز دوام بیاورند و رشد کنند، درک روندهایی که این همگرایی نوآوری، تهدیدها و فرصتها را شکل میدهند، حیاتی است.
به همین دلیل من هر سال روندهایی را که به باورم بیشترین تأثیر را در سال پیش رو خواهند داشت، معرفی میکنم. درک این روندها برای کسانی که میخواهند از آنها برای رشد و ایجاد مزیت رقابتی استفاده کنند، بسیار مهم است. در ادامه مروری دارم بر مهمترین روندهایی که سال آینده، شکلدهندهی فضای کسبوکار خواهند بود.
رویکرد استراتژیک به هوش مصنوعی مولد

در چند سال گذشته، ما بیشتر درگیر هیجان پیرامون پتانسیلهای هوش مصنوعی مولد (Generative AI) بودهایم و شنیدهایم که این فناوری چگونه قرار است دنیا را متحول کند. اما سال ۲۰۲۵، سالی خواهد بود که به باور من، سازمانها فراتر از هیاهوی تبلیغاتی خواهند رفت و این فناوری را در استراتژیهای کسبوکار خود ادغام خواهند کرد.
این یعنی چه؟
در موج قبلی تحولآفرینیِ هوش مصنوعی، شرکتهایی مانند گوگل، آمازون و نتفلیکس، استراتژی خود را از نو طراحی کردند تا بر یادگیری عمیق (deep learning) متمرکز شوند. آنها از این طریق، مدلهای تجاری موجود مانند تبلیغات آنلاین، خردهفروشی و پخش رسانهای را بهطور اساسی متحول کردند.
اما چنین چیزی هنوز در مورد هوش مصنوعی مولد اتفاق نیفتاده است. در حال حاضر، بیشتر آنچه مشاهده کردهایم، افزودن قابلیتهای مولد به خدمات موجود بوده است. جالب، اما نه انقلابی.
سال ۲۰۲۵ میتواند نقطهی آغاز این تغییرات باشد؛ جایی که موارد کاربردی استراتژیکتر – که شامل بازنگری مدلهای تجاری با محوریت توانمندیهای هوش مصنوعی مولد هستند – وارد میدان میشوند.
بهجای اینکه فقط محصولی موجود با یک چتبات ترکیب شود، باید به ابزارها و اپلیکیشنهای مولدی فکر کنیم که قابلیتهای کاملاً جدیدی را در صنایع مختلف مانند بهداشت و درمان، تولید، آموزش و سایر حوزهها فراهم میکنند.
کسبوکار پایدار و اقتصاد چرخهای
در سال ۲۰۲۵، حرکت بهسوی روشهای تجاری پایدار و سازگار با محیط زیست، تحت تأثیر فشارهای قانونی و تقاضای روزافزون مصرفکنندگان، بدون تردید یکی از محرکهای اصلی تغییر خواهد بود.
اقتصاد چرخهای (Circular Economy) – که در آن تمرکز بر استفادهی مجدد از مواد و بازیافت منابع در یک سیستم «حلقه بسته» برای کاهش ضایعات و کمینهسازی اثرات زیستمحیطی است – در مرکز توجه قرار گرفته است.
نکتهی مهم اینجاست که این فقط دربارهی «سبزنمایی» (greenwashing) یا حفظ وجههی سازمانی نیست، و نه حتی برای جلوگیری از جریمههای ناشی از عدم رعایت قوانین محیط زیستی. امروزه، شرکتها بیشازپیش درمییابند که تجارت سبز، تجارت سودآوری است.
برای نمونه، تولیدکنندگانی که به استفاده از محصولات بادوامتر و قابلاستفادهی مجدد روی میآورند، وابستگی خود به مواد خام کمیاب و گرانقیمت را کاهش میدهند.
همچنین، شرکتهایی که به استفاده از وسایل نقلیهی برقی روی میآورند، از مزایای سوخت ارزانتر و هزینههای پایینتر نگهداری بهرهمند میشوند.
اما شاید مهمترین عامل، همپایی با تغییرات خواستههای مشتریان باشد؛ چرا که دادهها بهوضوح نشان میدهند اعتبار محیطزیستی شرکتها یکی از عوامل کلیدی در تصمیمگیری خرید مشتریان است.
خودکارسازی فراگیر و سازمان هوشمند
ایدهی سازمان هوشمند (Intelligent Enterprise) مدتی است مطرح شده، اما در سال ۲۰۲۵، با افزایش اعتماد شرکتها به استفادهی استراتژیک از هوش مصنوعی – فراتر از پروژههای آزمایشی و مفاهیم اولیه – این ایده بیشتر به واقعیت تبدیل خواهد شد.
تصور کنید شرکتی را که در آن دادهها بهصورت روان و بدون مانع میان بخشهای مختلف – از بازاریابی و فروش تا تحقیق و توسعه، تولید و زنجیرهی تأمین – جریان دارد؛ و همهی این بخشها توسط الگوریتمهای هوشمند بهصورت لحظهای تحلیل میشوند تا تقاضا را پیشبینی، مشکلات را پیش از وقوع شناسایی، و خود را با شرایط بازار یا رفتار مشتریان تطبیق دهند.
علاوه بر این تصمیمگیریها و «کارهای دانشی»، مقدار فزایندهای از وظایف واقعی نیز – از تعامل با مشتری گرفته تا بستهبندی سفارشها و تحویل کالا – بهطور روزافزون خودکار خواهند شد.
درک و سازگاری با این دگرگونیهای عظیم اجتماعی، مستلزم کاهش ریسکهای فناورانه، مانند امنیت دادههای هوش مصنوعی، تعصبات الگوریتمی (bias) و نیز بررسی پیامدهای آن برای مشاغل انسانی و آیندهی کار خواهد بود.
این موضوعات به احتمال زیاد در سال پیشرو، همچنان در صدر مباحث و گفتگوها باقی خواهند ماند.
تجربه مشتری؛ پادشاهی در میدان رقابت (Customer Experience Is King)

در سال ۲۰۲۵، تجربه مشتری (Customer Experience) بیش از هر زمان دیگر به عنوان عامل اصلی تمایز میان ارائهدهندگان کالا و خدمات تلقی خواهد شد.
در شرایطی که بازارها به بلوغ میرسند و مشتریان انتخابگرتر میشوند، کسبوکارهایی که بتوانند تجربهای بدون اصطکاک، فوقالعاده شخصیسازیشده و بهیادماندنی ارائه دهند، جایگاه خود را در صدر رقابت تثبیت خواهند کرد.
امروزه مشتریان دیگر تنها به کیفیت یا قیمت توجه نمیکنند؛ بلکه انتظار دارند کسبوکارها در جایی که آنها حضور دارند، با خدماتی سفارشیشده و با کیفیتی مداوم و بینقص پاسخگوی نیازهایشان باشند.
ابزارهای هوش مصنوعی و تحلیل داده، به شرکتها امکان میدهند تا شناخت عمیقتری از ترجیحات و رفتار مشتریان به دست آورند و از این طریق، شخصیسازی در مقیاس وسیع (hyper-personalization at scale) را ممکن سازند.
در این رویکرد، هر تعامل با مشتری بر اساس دادههای لحظهای شکل میگیرد، بهگونهای که مشتری احساس میکند به عنوان فردی باارزش مورد توجه قرار گرفته است.
همچنین، استراتژیهای چندکاناله (Omni channel) روزبهروز پیشرفتهتر میشوند؛ بهگونهای که تجربهای یکپارچه از برند – چه بهصورت آنلاین و چه حضوری – به مشتری ارائه شود، صرفنظر از اینکه او از چه راهی برای تعامل استفاده میکند.
در نتیجه، شرکتهایی که تجربه مشتری را در مرکز تمامی فعالیتهای خود قرار دهند، در سال ۲۰۲۵ از پاداشی چشمگیر بهرهمند خواهند شد.
تابآوری در عصر بیثباتی (Resilience In The Age Of Uncertainty)

اگر بگوییم با ورود به سال ۲۰۲۵، با بیثباتی اقتصادی و تهدیدات امنیتی بینالمللی روبهرو هستیم، قطعاً دچار کمگویی شدهایم.
ادامهی جنگها در مناطقی مانند اوکراین و خاورمیانه، همراه با نوسانات بازار و عدم قطعیت اقتصادی، شرایطی دشوار و پیچیده برای کسبوکارها بهوجود آوردهاند.
در چنین فضایی، تابآوری (Resilience) – یعنی توانایی سازمان برای بقا، سازگاری و واکنش مؤثر در برابر بحرانها – به یکی از بحثبرانگیزترین موضوعات سال تبدیل خواهد شد.
تابآوری، تنها به معنای «عبور از طوفان» نیست؛ بلکه به معنای داشتن زیرساختهایی است که به کسبوکار اجازه میدهد سریع و مؤثر در مواجهه با وقایع غیرمنتظره تغییر مسیر دهد.
شناسایی و درک ریسکهایی مانند:
– اختلال در زنجیره تأمین
– کمبود نیروی کار ماهر
– و حتی احتمال بروز همهگیریهای جدید
برای ساختن کسبوکاری مقاوم، حیاتی است.
در این میان، هوش مصنوعی با قابلیت پیشبینیاش، نقشی کلیدی خواهد داشت؛ اما در کنار آن، اتخاذ روشهای چابک مدیریتی مانند زنجیره تأمین پویا و نیروی کار انعطافپذیر نیز از اهمیت بالایی برخوردار است.


